|
დ Lemo2 დ
لیموترش
|
این امتحان ها دیگه امتحان های مثل سال های ابتدای نیست
چرا قدرشو ندونستم؟
آخه چرا امتحان میگیرین؟
نمی دونم امسال میترسم انگار من همون دختر چند سال پیش نبودم
که لایه کتاب رو هم باز نمی کرد قصد ترک تحصیل دارم ولی نه
اونقدر حرف زدم که اصل مطلب یادم رفت
دوست جونای عزیزم من خدافظ تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
۱۳۹۱.۳.۲۵
ازتوم میخوام دعام کننین منم دعتون میکنم
خوش به حال اونایی که حالا ترم آخر دکتران :(
میدونم باید طعم سختی ها رو بکشی تازندگی به کامت شیرین شه
فعلا
نظ یادتون ننننننننننننننننره + دعا
چامه وچکامه نیستند٬تا به رشته سخن درآورم
نعره نیستن تا زنای جان بر آورم
درد های من نگفتی٬درد های من نگفتنی است
درد من٬گرچه مثل درد های زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که کفشهایشان درد میکند
مردمی که چین پوستشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلوه کهنه شناسنامه هایشان
درد میکند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده سرودنم
درد میکند
****
اغنای روح من٬شانه های خسته غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام ٬ بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
****
درد هی پوستی کجا٬درد های دوستی کجا
این سماجت عجبیب٬ پافشاری شگفت دردها ست
درد های آشنای٬ درد های بوی عشق٬ درد های خانگی
درد های کهنهی لجوج
اولین قلم ٬ حرفدرد را دلم نوشته است
دست سرنوشت٬خون درد را با گلم سر شته است
پس چگونه این سرشت ناگزیر خویش را رها کنم.
درد رنگ وبوی غنچه دل است پس چگونه من
رنگ وبوی غنچه را از برگهای توبه توی آن جدا کنم
دفتر مرا٬ دست دردمی زند ورق
شعر تازه مرا درد گفته است٬ درد هم شنفته است
پس در ان میانه از چه حرف نیست
درد٬ نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم
من چگونه خویش را صدا کنم
معلم محترم صدام کرد همین که دفتر نمره باز شد
گفت خیلی وقته نیومدی چه خوب برای اول بار زحمت خوندنشو کشیده بودم
به جای این که بشینم واسه امتحان بخونم نشستم رمان میخونم
اونم امتحان فیزیک اینم بگم امتحان راحت بود یه نیم نمره از جا خالیا پر
اینا رو ولش کن با تقلب فالان و... تونستیم نمر ۲۰ بگیریم امروز کلاس اضافه هم داشتیم
ریاضی بود آخراش دیگه داشتم دیونه میشودم موقع برگشتم با زهرا بر گشتم
چند تا کامه هست به خاطر گذشت زمان معنی ها شون تغییر کرده
مثلا:خوش به فارسی امروزی شاد به فارسی قدیم چرک
یا موزه // // // // // // // خانه میراث فر هنگی به فرسی قدیم کفش
فا ضلاب به معنی قدیمی فاضل
مزخرف // /// // // // آراسته
رعنا // // // /// /// /// احمق
جالبه نه؟
نظر یادتون نره PLEASE
چرا هی میگین من۱۰۰ سالمه؟
اصلا هم این گونه نمی باشد بابا من هنوز.. سالمه
هنوز آرزو ها دارم
بقیش تو ادامس هر کی رمزو بتونه پیدا کنه میتونه منو بشناسه
۸رقمیه حالا برو پیداش کن به هیچ کسم رمزو نمیدم
راستی امروز مامان گفت قراره بریم نمایشگاه
ار نمایشگاه خیلی خوشم میاد
عید نوروز بهتره یا کریسمس؟ چرا؟

این سالم مثل سال های قبل به خاطرات سپرده میشه
خاطرات شیرین وتلخ
دیگر باز گشتنی نیست
حتی فقط برای یک لحظه
امید وارم این سال (۹۱) جزء بهترپن سالهای عمرتون باشه
نوروز مبارک
دوستار شما م ... ه
خدا بگم این پیا ز رو چیکارش کنه
امروز خواستیم یه سالاد واسه نهار درست کنیم
توش همه چی پیدا میشه جز پیاز خیار و گوچه
(مو بعد گوشت دست+ پوست و قطرات اشک)![]()
چیه چرا میخندی؟ الهی اونقدر بخندی بترکی
ok
برین ادامه یه داستان کو چو لو بخونید
آنگاه که غرور کسی را له میکنی
آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران میکنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت رامی بندی تاصدای خوردشدن غرورش راشنوی
آنگاه که خدا را می بینی وبنده اش را نادیده میگیری
میخواهم بدانم
دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
سهراب سپهری
![]()
سلام
پیش پیش مبارک از امروز به مدت ۱۷ـ۱۶ روز خونه نشین شدیم
خدا بگم این آقای مرآت چی کار نکنن آخه این پیک نو روز یا تکلیف
۲۰۰ ساله؟؟؟؟
کتاب شیمیم دست هاله موند
امروز مثلا جشن بببببببببببببببببببود اونم چه جشنی درس میخوندیم ازین
بهتر بود 
فشفشه+ اسپری= آتش سوزی ![]()
همه جی جی های عیدشونو پوشیده بودن جز من![]()
عیدی هم دادن چی؟ نامه عمال(کار نامه ی ماهانه)
زبان و ریاضی رو درخشیدم شدید
هان راستی چهار شنبه خوش گذشت؟واسه من که عالی
نشستم خونه وفقظ از صداش فیض بردیم
آخی داره عید میاد چه زود من هنوز اتاقمو تمیز نکردم
لیموی نوشت:دلم واسه نوشتن تنگ شده بود
من نوشتم : تشکر ویزه از دوستای با معرفت خودم
دلم نوشت: شدید دوستون دارم![]()

چقدر نازه؟ مگه نه![]()
راستی نظرتون در بارهی آهنگ جدیدم چطوره؟
اگه گفتین خوانندش کیه؟
نمی دونم امروز چرا دلم میخواست گریه کنم
دوست ندارم مسخره کنین ولی دنبال یه بهونه بودم
بهونه ی که آخرش تونست غرورمو بشکونه
.jpg)
اگه بدونیی فردا آخر دونیاس چی کار میکنی؟
* اولین حرفی که به ذهنت میرسه بگو در بارش فکر نکن
یا
حقیقت تلخه ولی یه روزی این اتفاق میفته چه فردا چه هزاران روز دیگه
ولی هیچ چیز بازم معلوم نیست